عطا ملك جوينى
447
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
بوده است و اين سلّامى ميبايد گفت بفتح سين و تشديد لام على وزن علّام و غفّار و در كتاب الثّار كه از تصنيف اوست اين لغت بيان كند و نسبت شاعر سلامى بتخفيف لام الف است منسوب الى مدينة السّلام يعنى بغداد ، ابو على الحسين سلّامى صاحب التّاريخ است توفّى فى سنة ثلثمائة و ذكر ابو على سلّامى و تقرير حال او از شرح مستغنى است و كتبه ناطقة بفضله و از تصانيف او تاريخ ولاة خراسان « 1 » است و كتاب النّتف و الطّرف « 2 » و كتاب المصباح و كتاب الثّار و او شاگرد ابراهيم بن محمّد البيهقى بوده است و اشعار او در كتاب يتيمة الدّهر « 3 » و غير آن مذكور است و ابو بكر خوارزمى شاگرد او بوده است » ، انتهى ،
--> « ابو على الحسن [ - الحسين ] البيهقى السّلّامى » كه از مجموع اين قراين واضح مىشود كه كنيهء صاحبترجمه بروايت اغلب مورّخين ابو على بوده و نام او حسين ، ولى سمعانى در كتاب الأنساب a 291 و ابن خلّكان 2 : 276 ، 482 در شرح حال مهلّب بن ابى صفرة و يعقوب بن الّليث او را « ابو الحسين علىّ بن احمد سلّامى » ناميدهاند ، و بدون شك ايندو مؤلّف اخير ما بين نام و كنيهء صاحبترجمه اشتباه نموده و بجاى « ابو على الحسين » « ابو الحسين على » نگاشتهاند بخصوص سمعانى كه گويا از احوال سلّامى و از كتب او مستقيما هيچ اطّلاعى نداشته است چه در كتاب الأنساب در نسبت « سلامى » ورق 302 ابدا اسمى از صاحبترجمه نبرده و هرچه نيز در آنكتاب از سلّامى نقل كرده مثلا در نسبت « سجزى » a 291 و در نسبت « يفتلى » b 601 همه بنقل از ابن ماكولاست ازو نه مستقيما از كتب خود او ، ( 1 ) يا « اخبار ولاة خراسان » برحسب اختلاف تعبير مؤلّفين ، ( 2 ) يا نتف الطّرف برحسب اختلاف تعبير مورّخين ، - اين كتاب را علاوه بر صاحب تاريخ بيهق ثعالبى نيز در يتيمه 4 : 29 و ياقوت در معجم الأدبا 1 : 118 و 6 : 490 و در معجم البلدان 4 : 203 باسمورسم بصاحبترجمه نسبت دادهاند و ياقوت فقرات عديده نيز از آنكتاب نقل كرده است ، ولى سمعانى در كتاب الأنساب در نسبت « سلامى » ورق b 302 اين كتاب را بسلامى شاعر معروف ( ابو الحسن محمّد بن عبد اللّه السّلامى ) نسبت داده على شكّ منه فى ذلك ، و اين نيز قرينهء ديگرى است بر اينكه سمعانى چنان كه گفتيم از احوال صاحبترجمه و از كتب او چندان اطلاع منقّحى نداشته است ، ( 3 ) ج 4 ص 29 ،